آرزوی یک لبخند
مامان آقا محمد ، آرزو داره که یه عکس از پسرش با خنده بزاره ولی متاسفانه موفق نمیشه ...شما دعا کنید که بتونم موقعی که میخنده ازش عکس بگیرم ...
تو این عکس ها ، گل پسرم تو بغل مادر جونه و عمه خانم هم هی باهاش حرف میزنه و بازی میکنه که شاید بخنده و مامان محمد هم داره پشت سر هم عکس میگیره ، ولی ...
موفق نشدیم
اینجا که خیلی جدی بود و همش عمه رو نگاه میکرد...

وقتی که داشت یه کوچولو میخندید تا ازش عکس گرفتم چون خیلی تکون میخورد عکسش تار شد... ![]()






ولی آخراش دیگه خسته شد و نق نق میکرد ، جدیدا وقتی خوابش میاد حسابی بد اخلاق میشه و باید هی نازشو بکشم تا بخوابه 




اگه موفق شدم حتما واستون عکس میزارم .......
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


آرزوی یک لبخند
